حامد خدادادي :: پنجشنبه 6/10/1386 ساعت 10:16 عصر
ورود به خانة محبوب
انبوه مردم در قالب کاروان همچنان در حال حرکت بودند و هر گاه به وادي ميرسيدند ويا از نقطة بلند و يا دره اي عبور مي کردند فرياد)):لبيک اللهم لبيک)) آنان بلند ميشد و شور و هيجاني در دل ها ايجاد مي کرد؛ به طوري که اين وحدت و همدلي و احساس روح جمعي و ياد خدا سبب گرديد تا جمعيت همين که به نزديک مکه رسيدند فرياد لبي آنان فضاي شهر مکه را تحت تاثير ورود خودشان قرار دهد. وقتي که ديوارهاي مسجد الحرام را از دور مشا هده کردند. ناخود آگاه قطرات اشک در چشمانشان حلقه زد و همگي صداي تکبير خودشان را بلند تر کردند. روز چهارم ذي حجه بود که وارد مکه شدند. پيامبر از همان جا بيدرنگ به قصد زيارت خانة خدا در((بني شيبه)) وارد مسجد الحرام گرديد؛ در حالي که جمعيت او را همراهي ميکرد، خدارا حمد و ثنا ميگفت و براي ابراهيم خليل درود مي فرستاد. کاروانها به تدريج به دنبال حضرت وارد مسجدالحرام شدند. در حالي که همه احرام سفيد به تن داشتند يک دل و يک صدا همراه رسول خدا(ص)فرياد مي کشيدند:((لبيک،اللهم لبيک،لبيک لک لبيک،لا شريک لک لبيک، ان الحمد و النعمة و له الملک، لا شريک لک لبيک لبيک اللهم لبيک...))چندين بار آن را تکرار کردند و هم زمان هفت بار به دور خانه خدا چر خيدند و آن را طواف کردند. صحنه با شکوه و فراموش نشدني بود.جمعيت،پيامبر را همچون نگين انگشتري در ميان گرفته بودند.پيامبر در حال تکبير گفتن قطرات اشک از چشمانش همانند مرواريدي شفاف روي گونة مبارکش مي غلطيد.
او پس از طواف ، براي اداي نماز طواف پشت مقام ابراهيم قرار گرفت و دو رکعت نماز خواند وقتي از نماز فارغ گرديد،شروع کرد به سعي ميان صفا و مروه.آنگاه رو به جمعيت کرد و گفت:کساني که همراه خود قرباني نياورده اند بايد از احرام خارج شوند و با انجام ((تقصير)) ديگر تمام محرمات حرام براي آنان حلال مي شود؛اما من و کساني که همراه خود قرباني آورده اند،بايد به حال احرام باقي بمانند تا زماني که در موقف،قرباني خود را سر ببرند.
در فاصلة بين انجام مراسم عمره و حج پيامبر راضي نبود که در خانه کسي بماند؛از اين رو دستور داد تا خيمه اي در بيرون از مکه بر پا کردند و در آن جا رحل اقامت گزيد.
تقصير:يعني چيدن مو يا گرفتن ناخن
بر گرفته از کتاب حقيقتي بر گونه تاريخ(غدير)
بسم الله()