حامد خدادادي :: دوشنبه 29/11/1386 ساعت 8:33 عصر
بخشيدن به معناي فراموش کردن نيست. بلکه به معناي خاطر آوردن موضوع ورها کردن آن است:
اگر صحبت کردن با فردي براي شما غير ممکن است، سعي کنيد يک سناريوي درک براي خود تصورکنيد . سناريويي که به شما امکان مي دهد عصبانيت خود را کاهش دهيد.
اما اگر فرد مقابل را به اندازه کافي نمي شناسيد وچيزي درباره انگيزه هاي او نمي دانيد چه کاري بايد انجام دهيد؟ در اين صورت بايد راه هايي براي برخورد با « سمت تاريک زندگي » پيدا کنيد.
3. تا حد امکان بهترين منظورها ومقاصد را فرض کنيد.
تا وقتي زني فکر مي کند انگيزه همسرش براي دير آمدن به منزل اذيت کردن اوست، عصبانيت او افزايش مي يابد.اگر او روي افکاري مانند « او به من اهميت نمي دهد» ،«او بي توجه است»،« من هيچوقت اين کار رادرحق او انجام نمي دهم» يا«اوخيلي خودخواه است»متمرکز کند،اين افکار مانند ريختن نفت برآتش عصبانيت وي را افزايش مي دهد. اما او مي تواند منظور نهفته همسرش را نيازي قانوني ومنطقي بداند. او مي تواند بر شواهدي ازحال وگذشته مبني بر اينکه او همسررش را دوست دارد، تمرکز بيشتري داشته باشد.
من به عنوان يک روانشناس که با صدها مراجعه برخورد داشته است دريافته ام حتي بدرفتارترين انسان ها نيزنمي خواهند به ديگران آسيب برسانند. آنها مي خواهند از خودشان دفاع کنند وارزش هاي خود را دريابند (غالباً بد رفتار ترين انسانها کساني هستند که تجربيات منفي زيادي از بد رفتاري ديگران ومورد انتقاد قرار گرفتن از سوي آنها دارند ونسبت به آنها حساس شده اند.) اين ديد به من کمک مي کند قسمت زيادي از عصبانيت خود را کاهش دهم.
البته داشتن اين ديد لزوماً به اين معنا نيست که با استفاده از نتايج محدود کردن رفتار خصمانه، اين رفتار در من کاهش خواهد يافت. بلکه به اين معناست که من مي توانم نسبت به افراد خونسرد تر باشم ورفتارم بر ديگران تأثير بگذارد.
چگونه اين ديد که افراد پرخاشگر براي دفاع از خود معمولاً پر خاشگري مي کنند بر افرادي که روحيه خصمانه کمتري دارند اعمال مي گردد؟ اگر فردي که معمولاً به شما اهميت مي دهد،از شما عصباني شود ويا به عمد به شما آسيبي برساند، اين کار را به خاطر دفاع يا مهرباني انجام مي دهد. شايد او فکر کند شما کار بدي در حق او انجام داده ايد واو بانشان دادن واکنش از خودش دفاع کرده است ويا مي خواسته به شما درسي بدهد که دوباره به او آسيب نرسانيد. به صورت خلاصه ميتوان گفت دليل اينکار شايد اين باشد که فقط هنگامي وجود داريد که چرخه کشمکش ونزاع را تداوم ميدهيد.دراين مورد او بد ترين منظوررا درباره شما داشته است ـ شما به او اهميت نمي دهيد واز روي عمد به او آسيب رساند ه ايد.
4.آيا « مهرباني » يا « عدالت» يک مسأله نهفته وريشه اي است؟
اغلب اوقات انتظارات وتوقعات ما کليد احساسات ما هستند. شما نپذيرفته ايد که ديگران کامل نيستند يا حتي خود ما کامل نيستيم. چيزهاي « بد » ،« شيطاني » ونا عادلانه هرروز ميليون ها بار رخ مي دهند وکاملاً طبيعي است که با احساسات منفي مانندعصبانيت به رويدادها واتفاقات برچسب « بد» يا « نا عادلانه » بچسبانيم.
نظريه«عدالت» درمقابل نظريه « خوشحالي» ـ نظريه عدالت بيان مي کند« زندگي بايد هميشه عادلانه وبراي همه افراد يکسان باشد.» اگرانتظارات ما درنتيجه اعتقاد به نظريه عدالت بالا رود، به يک زندگي پر از بدبختي محکوم هستيم.افراد دربدترين موقعيت ها بيشتر لحظات زندگي خود رابه محاسبه عدالت وبرقراري توازن ميان آنچه داده ودريافت کرده اند مي گذرانند.آنها بر پايه نظريه عدالت، نوعي سيستم حسابداري براي خود ابداع مي کنند.اين سيستم اعتقادي ممکن است تطابق اندکي با واقعيت بروني داشته باشد.
«عدالت» درباره افرادي که درخانواده هاي خوشبخت وموفق به دنيا مي آيند و زندگي طولاني توأم با موفقيت وشادي دارند ونيز افرادي که دربيچارگي و فلاکت متولد مي شوند و درحالي که هنوز جوان هستند با عذاب مي ميرند چگونه است؟ « بي عدالتي » هميشه در اطراف ما وجود دارد. من فکر مي کنم بايد نظريه عدالت را کنار بگذاريم.
مي توان نظريه عدالت را بانظريه خوشحالي جانشين نمود. نظريه خوشحالي مي گويد « من به اين خاطر اين امر را انتخاب مي کنم چون مايه خوشحالي من وديگران است. من مي پذيرم که زندگي وهمه آنچه دراختيار من است يک موهبت است. اگر موهبتي را که به من داده شده با موهبتي ديگر مقايسه کنم ـ خصوصاً اگر موهبت او بهتر باشدـ فقط از قدر شناسي خود نسبت به موهبتي که به من عطا شده خواهم کاست».
آنچه درباره عدالت گفته شد فقط نظريه اي بود که مي تواند زمينه ساز خوشحالي ما باشد. ولي يکي از نگراني هاي افراد اينست که اگر آنها به اين نظريه وفادار نباشند ديگر هيچ عدالتي يا نتيجه اي از آن باقي نخواهد ماند.
من از اين افراد مي خواهم به ياد آورند که ما در جهاني زندگي مي کنيم که توسط قوانين طبيعي کنترل مي شود.قوانيني که ما نمي توانيم ازآنها «عدول» کنيم. قوانين طبيعي نتايج طبيعي را مي سنجندـ پاداش وکيفر کارهايي که انجام مي دهيم .همچنين جامعه مي تواند قوانيني ايجاد کند که پاداش ها وکيفرهاي فوق العاده داشته باشد. ولي غالباً چنين به نظر مي رسد که گناهکار تنبيه نمي شود . چگونه مي توانيم هنگامي که با چنين بي عدالتي هايي روبرو ميشويم عصبانيت خود را کنترل کنيم؟
«عدالت روانشناختي» يا قوانين روانشناختي به اندازه تنبيه ها وکيفرهاي طبيعي مؤثر هستند . افرادي که از ديگران سوء استفاده مي کنند، توسط واکنش هاي طبيعي مانند فقدان صميميت واقعي وعشق در زندگي شان کيفر داده مي شوند. آنها توسط خودبرترشان که « کارشيطاني » يا آسيبي را که آنهابه مردم مي رسانند، مي بيند واز طريق همدردي طبيعي با ديگران باعث احساس گناه درافراد مي شود تنبيه مي شوند. آنها توسط عصبانيت واعتقادات منفي خودشان که آنها را عذاب مي دهد تنبيه مي شوند.آنهاآنقدردرگير احساس عصبانيت خود مي شوند که روي خوشحالي را نمي بينند. براي مثال استالين وهيتلر مرداني بودند که بيش ازديگرافراد در تاريخ بشريت به ديگران آسيب رسانده اند. برخي گفته اند اين مردان، نمونه يک نيروي شيطاني هستند. گويي آنها مي خواهند ثابت کنندعدالتي وجود ندارد .هرچند هر دوي اين افراد ثروت وقدرت زيادي داشته اند ولي زندگي توأم با عذابي دردناک بود.درک اين موضوع که چقدربراي افراد شروردشوار است که افراد خوشحالي باشند به من کمک مي کند هنگام روبرو شدن با بي عدالتي کمتر دچارعصبانيت شوم.
واقعيت را بپذيريد وببخشيد. قسمتي از عصبانيت ماممکن است از يک اعتقاد که ما بيشتر ازديگران قرباني بي عدالتي شده ايم ناشي شود.شايد ما نسبت به افرادي که ثروتمند تر،زيبا تر، موفقتر يا خوشبخت تر هستند احساس عصبانيت کنيم، خصوصاً اگرفکرکنيم آنها شايسته داشتن اين نعمت ها نيستند،ممکن است فکر کنيم اگر نظريه عدالت را دنبال مي کرديم زندگي چيز بيشتري به ما مي داد. چگونه مي توانيم از شرعصبانيت نسبت به افرادي که چيزهايي دارند که شايسته داشتن آنها نيستند،خلاص شويم؟ نظريه عدالت مي گويد: افراد فقط بايد آنچه را که شايسته آنها هستند بدست آورند. اما خوشبختي مي گويد: ما براي خوشحال بودن بايد آنچه را که هميشه به نظرناعادلانه مي آيد بپذيريم .من اميدوار خواهم بود که ياد بگيرم ازآنچه بدست آورده ام خوشحال باشم حتي اگر يکسان وعادلانه نباشد. چه کسي مي داند تأثير نهايي « امتيازاتي » که بدست مي آوريم چه خواهدبود؟ بسياري از افراد فقير از بسياري از افراد ثروتمند خوشحال تر هستند. کدام نظريه کمک بيشتري به شما در جهت کنترل عصبانيت والقاي احساس خوشبختي در شما خواهند نمود؟
سايت :www.front.csulb.edu
بسم الله()