حامد خدادادي :: سهشنبه 30/11/1386 ساعت 11:40 عصر
درک وبخشش دوجزء لازم واساسي در فرمول کاهش عصبانيت هستند:
شايد ما در بخشيدن خودمان نيز دچار مشکل باشيم.شايد هنوز از دست خودمان به دليل انتخاب هاي بدي که در زندگي خود کرده ايم ،عصباني هستيم . شايد فکر کنيم آنقدر « بد » هستيم که شايستگي خوشحال بودن را نداريم . چگونه مي توانيم خود را به خاطر خراب کردن زندگيمان ببخشيم ؟ ممکن است والدين يا حتي « خدا» را به خاطر اينکه از ما موجوداتي شکست خورده ساخته اند سرزنش کنيم وآنها را مقصر بدانيم. همه اين موارد در ظاهر ناعادلانه هستند. چگونه مي توانيم از سرزنش خود يا ديگران به دليل بد اقبالي هايي که در زندگي به آنها مواجه مي شويم دست برداريم؟
نظريه عدالت مي گويد: مافقط زماني بايد به چيزي دست پيدا کنيم که شايستگي آن را داشته باشيم. نظريه عدالت مي گويد: فردي که بيشتر از شايستگي اش چيزي بدست آورده باشد بايد اضافه آن رابرگرداند واين درحاليست که افرادي که کمتر از شايستگي خود دريافت کرده اند بايد چيز بيشتري بدست آورند. اين نظريه مي گويد: ما فقط زماني خوشحال خواهيم بود که حسابمان داراي توازن باشد. تا آن زمان بايد زند گي خود را وقف برقرارکردن توازن کنيم(البته هيچگاه به حقيقت نخواهد پيوست.)
نظريه خوشبختي مي گويد:
1.عادلانه بودن آنچه را داده وآنچه را که بدست آورده ايد فراموش کنيد.
2.زندگي خود را همانگونه که هست قبول کنيد .
3.طبق زندگي خود کار وفعاليت کنيد .
مقصر دانستن خود وديگران ،احساس گناه ، حسابگري ، عصبانيت وساير تفکرات منفي فقط موانعي هستند که راه ما را براي خوشحال بودن سد مي کنند.
توجه: پذيرش نظريه خوشبختي به اين معنا نيست که ما جرأت ورزانه رفتار نکنيم .ما درصورت لزوم مي توانيم پاداش ها وکيفرها را به يک قرارداد تبديل کنيم واز آنها براي دادن انگيزه به ديگران استفاده کنيم.
5. آيا از عصبانيت يا آسيب رساندن به ديگران به عنوان انگيزه استفاده مي کنيد؟
آيا شما براي تنبيه يک نفر روي عصبانيت ويا آسيب رساندن به وي پا فشاري مي کنيد؟ شايد در ابتدا ببينيد نظريه عدالت کارايي چنداني ندارد. شايد فکرکنيد با اصرار بر عصبانيت خود آنها را تنبيه مي کنيد . اما پا فشاري بر عصبانيت يا آسيب رساندن فقط براي خود شما مضر است.
اگر هدف شما تغيير رفتار ديگران است، مي توانيد از پاداش ها وتنبيه ها براي تأثير گذاري بر رفتار آنها استفاده کنيد .شما اينکار را از روي انتقام يا عصبانيت انجام نمي دهيد که به آنهادريادگيري رفتارها کمک کند. آنقدر صبر کنيد تا آرامش خود را بدست آوريد. بيان دلايل همراه با حفظ خونسردي از تنبيه کردن با عصبانيت مؤثرتر است. دربسياري ازموقعيت ها پاداش ها مؤثرتر از تنبيه ها هستند.
6. انتظارات وتوقعات زمينه اي را بررسي کنيد.
توقعات برآورده نشده مي توانند به عصبانيت ختم شوند. انتظار شمااز ديگران وخودتان دراين شرايط چيست؟
آيا انتظار شمارازاين فرد ودر اين شرايط خاص کمي فراتر از واقعيت نيست؟
انتظارات خودرا درباره آنچه براي خوشحال شدن به آن نياز داريد ونيز نوع زندگي خود را بررسي کنيد. انتظاراتي را که از خود داريد از ديگران نيز بپرسيد. شايد معيارهاي شما بيشتر از معيارهاي ديگران ونيز با آنها متفاوت باشد. شايد شما از ديگران انتظار داريد به همراه شما از اين انتظارات پيروي کنند. شايد حق با شما باشد ولي بايد بدانيد اين انتظارات براي شما هستند نه انتظارات ديگران. يکي از ريشه هاي عصبانيت ، نپذيرفتن افراد (رويداد) به همان صورتي که مي توانند باشند است.
« تفکرات حق به جانب» وانتظارات وتوقعات بالا سبب مي شود احساس سردرگمي کنيم. اين تفکرات وتوقعات سبب مي شوند برخي خود راقرباني ديگران بپندارند وديدي منفي نسبت به جهان پيدا کنند. اين توقعات سبب نوعي احساس عميق ضعف وعصبانيت نسبت به مورد بي مهري قرار گرفتن مي شوند. توقعات وانتظارات مهم ترين منشاء عصبانيت دربسياري از افراد هستند.
7. به جاي اينکه عصباني باشيد سعي کنيد خوشحال باشيدـ« عصبانيت من بيش از آنکه به تو آسيب برساندبراي خود من مضراست.»
پافشاري بر عصبانيت نتايج خودـ مخرب ديگري نيز دارد. اين نتايج شامل تأثيرات منفي بر بدن ودور شدن از خوشي ها ولذت هاي لحظه حاضر است . شما نمي توانيد در يک زمان هم خوشحال باشيد ، هم عصباني . اين کا رغير ممکن است . بنابراين فقط يک راه انتخاب داريد: يا عصبانيت يا خوشحال بودن.
افرادي که از روي عادت عصبانيت را انتخاب مي کنند، زندگي پر از آشفتگي وعصبانيت دارند.براي تسلط بر عصبانيت اين نتايج را به خود ياد آوري کنيد. به خود بگوييد: « خود من، چرا وقتي مي توانم خوشحال باشم عصبانيت را انتخاب کنم؟» از اين روش براي کنترل عصبانيت خود استفاد کنيد .
8. به خاطر داشته باشيد « اين روندي معمول است»
ما نمي توانيم دنيا را تغيير دهيم . حتي نمي توانيم بسياري از چيزهايي را که دراطرافمان وجود دارند ونيز جنبه هاي زندگي خود را تغيير دهيم ، مخصوصاً گذشته خود را .بنابراين فقط به خاطر داشته باشيد حتي اگر آن را کاملاً نيز درک نکرديد مي توانيد آن را همانگونه که هست بپذيريد وبا خود بگوييد « اين روندي هميشگي ومعمول است».
سايت :www.front.csulb.edu
بسم الله()