حامد خدادادي :: پنجشنبه 22/1/1387 ساعت 11:40 صبح
( وَ کانَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ إِذا لَقِىَ الْعَدُوَّ مُحارِباً ): اللَّهُمَّ إِلَيْکَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ، وَ مُدَّتِ الْأَعْناقُ، وَ شَخَصَتِ الْأَبْصارُ، وَ نُقِلَتِ الْأَقْدامُ، وَ أُنْضِيَتِ الْأَبْدانُ. اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَکْنُونُ الشَّنَانِ، وَ جاشَتْ مَراجِلُ الْأَضْغانِ. اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَيْکَ غَيْبَةَ نَبِيِّنا، وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَ تَشَتُّتَ أَهْوائِنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ.
ترجمه نهج البلاغه-مترجم: محمد دشتي
راز و نياز با خدا
نيايش در جنگ
خدايا! قلبها به سوى تو روانهشده، و گردنها به درگاه تو کشيده، و ديدهها به آستان تو دوخته، و گامها در راه تو نهاده، و بدنها در خدمت تو لاغرشده است، خدايا دشمنىهاى پنهان آشکار، و ديگهاى کينه در جوش است، خدايا به تو شکايت مىکنيم از اينکه پيامبر (ص) در ميان ما نيست، و دشمنان ما فراوان، و خواستههاى ما پراکنده است. (پروردگارا! بين ما و دشمنانمان به حق داورى فرما که تو از بهترين داورانى)
شرح نهج البلاغه-شرح: کمال الدين ميثم بن علي ميثم بحراني
راز و نياز با خدا
هر وقت در جنگ با دشمن روبرو مىشد مىگفت:
افضت القلوب: دلها از همه چيز برکنده و به سوى او خارج شد و سر خالص و نابش در ارتباط با اوست.
شخوص البصر: به چيزى چشم دوختن بدون پلک زدن
انضاء الابدان: لاغرى بدنها
صرح: آشکار شد، فعل لازم است.
شنئان: دشمنى و کينهتوزى
مکتومه: پوشيده شده
مراجل: ديگها
جيشها: جوشش ديگها
ضغن: کينه
وافتح: حکم کن
فاتح: حکمکننده
(بارپروردگارا دلها به سوى تو گشوده شده، و گردنها کشيده شده و چشمها باز مانده و پاها به راه افتاده و بدنها نزار شده است، خدايا دشمنى پنهان آشکار شد و ديگ کينهها به جوش آمد. بار الها نبودن پيامبرمان و بسيارى دشمنانمان و پراکندگى هواها و انديشههايمان را به تو شکايت مىکنيم (پروردگارا بين ما و دشمنانمان به حق حکم کن، که تو بهترين حکمکنندگانى).) روايت شده است که هرگاه جنگ شدت مىيافت و سوار مرکب مىشد، نام خدا را بر زبان مىآورد و سپس مىفرمود: حمد خدا را بر نعمتها و فضايل همگانيش، پاک و منزه است آن که اين مرکب را در اختيار ما گذاشت در حالى که ما توانش را نداشتيم و ما به سوى پروردگارمان مىرويم، بعد رو به طرف قبله مىکرد و دستهايش را بلند مىک
رد و مىگفت: بارالها گامها را به سوى تو برداشتيم... تا آخرين کلمه: خير الفاتحين، و بعد به يارانش مىفرمود با برکت خدا راه بيفتيد و سپس مىگفت: الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر، يا الله يا احد يا صمد، يا رب محمد، بسم الله الرحمن الرحيم و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم، اياک نعبد و اياک نستعين، اللهم کف عنا ايدى الظالمين و اين بود شعار حضرت در جنگ صفين. معمولا نظر امام (ع) بر اين بوده است که جهاد را به عنوان عبادتى خالص براى خدا انجام دهد، و چون کمال عبادت و رمز سودمنديش آن است که همراه با ياد خدا و توجه باطن به سوى او باشد، به اين دليل، چنان که در اين سخن و مواردى شبيه آن موجود است، روش حضرت در هنگام جهاد تضرع و زارى و توجه به حقتعالى بود، تا هم عبادتش را از روى خلوص و مطلوب انجام دهد و هم طلب پيروزى و نصرت براى غلبه بر دشمن، از خداوند کرده باشد، پس با تعبير باز شدن دلها به سوى حقتعالى اشاره به کمال اخلاص براى خدا در حال جهاد کرده، و با کشيده شدن گردنها و خيره شدن چشمها به جانب ذات اقدس او لازمهى اخلاص را که چنين وضع و هيات مخصوصى براى انسان حاصل مىشود، اراده فرموده، و با جابجا شدن
گامها و لاغرى جسدها اشاره به اين مطلب کرده است که سفر جهاد و رنجهاى فراوانش تنها براى خدا و وصول به قرب و رضايت او انجام يافته است، و ما عبارت: اللهم قد صرح...، اشاره کرده به اين که علت جنگ آنان با وى اظهار دشمنى و عداوتهايى است که از زمان حيات پيامبر اکرم در سينههاى آنها بوده، و شعلهور شدن آتش کينههايى که از گذشته در جنگهاى بدر و احد، و مکانهاى ديگر در دلهايشان مانده، که تا کنون فرصت و جرات اظهار و به کار بردن آنها را نداشتهاند. بنابراين کلمهى ديگها استعاره از قلبهاست به اين اعتبار که به سبب کينه و عداوتشان خون در دلهايشان در جوشش و غليان است مثل جوشش آب در ميان ديگها، و فعل جوشش به عنوان ترشيح ذکر شده است و چون در واقع غايب بودن رسول خدا، و فقدان آن حضرت، سبب آشکار شدن عداوت و ظاهر شدن کينهها و افزايش يافتن دشمنان و اختلاف و تشتت افکار شده بود، ناچار امام (ع) از پيدا شدن اين امور و شرور به خدا شکايت کرده و سپس با اقتباس از قرآن مجيد، از درگاه حقتعالى مىخواهد که ميان او و ميان آنها حکم فرمايد، زيرا لازمهى حکم کردن خداوند پيروزى حضرت و نصرت بر آنان مىباشد، به دليل اين که او در جهاد و قتال با دشمنان
برحق است. توفيق از خداست
منبع : نهج البلاغه
بسم الله()