حامد خدادادی :: دوشنبه 26/1/1387 ساعت 2:33 عصر
نیایش
( وَ مِنْ کَلَماتٍ کانَ عَلَیْهِ السَّلامُ )، یَدْعُوبِها: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى ما أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى، فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَىَّ بِالْمَغْفِرَةِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى ما وَأَیْتُ مِنْ نَفْسِى وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفاءً عِندِى اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى ما تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ بِلِسانِى ثُمَّ خالَفَهُ قَلْبِى، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لىِ رَمَزاتِ الْأَلْحاظِ، وَ سَقَطاتِ الاَلْفاظِ، وَ شَهَواتِ الْجَنانِ، وَ هَفَواتِ اللِّسانِ.
ترجمه نهج البلاغه – محمد دشتی
نیایش
نیایش امام
خدایا! بر من ببخش آنچه را از من بدان داناترى، و اگر بار دیگر به آن بازگردم. تو نیز به بخشایش بازگرد. خدایا! آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخش. خدایا! ببخش آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولى با قلب آن را ترک کردم. خدایا! ببخش نگاههاى اشارتآمیز و سخنان بى فایده، و خواستههاى بىمورد دل، و لغزشهاى زبان
شرح نهج البلاغه – شرح: کمال الدین میثم بن علی میثم بحرانی
نیایش
از سخنان امام (ع) است که از خداوند طلب مغفرت مىکند و ضمنا چگونگى دعا کردن را به ما مىآموزد.
واى: وعده دادن.
رمزات: جمع رمزه: با گوشه چشم، ابرو و یا لب به چیزى اشاره کردن.
سقط من الشىء: شیئى پست و بىارزش.
هفوه: لغزش.
خداوندا! گناهانى را که تو بر آنها از من واقفترى بیامرز و اگر من دوبار به سوى گناه بازگشتم تو به سوى آمرزش بر من باز گرد. پروردگارا، آنچه من تعهد انجام آن را داده بودم ولى تو وفاى به آن عهد را از من ندیدى بیامرز. من به تو پیمان بندگى و اطاعت سپردم، وفاى به این پیمان را از من نیافتى. خداوندا بر من ببخشاى آنچه را به زبانم به تو نزدیک شدم ولى با قلبم با آن مخالفت کردم با زبانم اظهار توبه، پشیمانى و ندامت کردم. اما دلم در این گفتار همراه زبانم نبود. الهى! اشارات گوشه چشم که ستمگرى را بر علیه مسلمانى تحریک و زیر چشمى به ناموس کسى نگریسته و بدین سبب مرتکب گناهى شده باشم، بیامرز خداوندا، گفتار ناهنجار آرزوهاى نابجاى دل، و لغزشهاى زبانم را عفو فرموده از من درگذر. امام (ع) در تمام فرازهاى این دعا از خداوند سبحان طلب مغفرت و آمرزش مىکند. مقصود از آمرزش بنده به وسیله خداوند، یا این است که حضرت حق در قیامت گناهانت را بپوشاند تا به هلاکت اخروى دچار نشود و یا گناهانش را براى مردم دنیا فاش نکند تا رسوا شود. مغفرت به هر دو معنى، نتیجهاش یک چیز است و آن توفیق دست یافتن به سعادت اخروى و دورى از پیروى شیطان بر انجام گناه است، پیش از صدور گناه یا قبل از آن که معصیت برایش بصورت ملکه نفسانى شود. منظور از غفران خداوند امورى است به ترتیب زیر: 1- بخشش گناهانى که خداوند بدآنها آگاهتر است عبارت از انجام امورى است که در نزد خداوند گناه شمرده مىشود ولى انسان گناه بودن آنها را نمىداند، و آنها را مرتکب مىشود. چون انسان علم به گناه بودن آنها ندارد، مکررا آنها را انجام مىدهد. این است معناى کلام حضرت، که اگر من به انجام گناه بازگشتم تو مغفرتت را بر من تکرار کن. تکرار مغفرت و آمرزش خداوند در پى تکرار چنین گناهى است. 2- غفران و آمرزش وعدههایى که در پیش خود براى رضاى خدا انجام دادن آنها را تعهد کرده اما آنها را انجام نداده است، شک نیست که خوددارى نفس از انجام دادن کارنیک و عدم وفاى به عهد از وسوسههاى شیطانى است. که واجب است انسان از خداوند مغفرت بخواهد تا گناهش را بپوشاند، جاذبهاى در نفس براى انجام عمل پدید آورد، و از پیروى شیطان بازش دارد. 3- آمرزش و غفران خواستن از این که نفس، کارهاى خیر مورد رضاى خدا را با ریاکارى و خود بینى و غرور در مىآمیزد و نیت قربت را به قصد غیر خدا تبدیل مىکند. تردیدى نیست که این شرک خفى بوده، مانع عروج به مقامات عالى مىشود. پس به منظور جبران، آمرزش خداوندى، پیش از آن که این حالت رسوخ نفسانى پیدا کند، نیاز شدیدى احساس مىشود. 4- مغفرت خواستن از گناهانى که با اشاره صورت مىگیرد، و به ظاهر ما آنها را گناه نمىدانیم مثلا انسان با گوشه چشم غضبناک به شخصى نگاه کند تا بر او عیب بگیرد یا مسخرهاش کند و یا بر او ستمى روا دارد. این چنین نگاهى از حدود شرعى بیرون است و گناه به حساب مىآید. این نگاههاى تحقیر آمیز از وساوس شیطانى نشات گرفته و شایسته است که انسان از خداوند بخواهد تا زمینه چنین گناهى را از میان ببرد و نفس را از چنین خطرى در امان بدارد. 5- آمرزش طلبى از گفتار زشت، پست و بىارزش. سخنان بىارزش گفتارى هستند که از حدود شریعت بیرونند و انسان را از راه راست منحرف مىکنند. 6- مغفرت خواهى از شهوات نفسانى. بعضى کلام امام (ع) را شهوات قلب قرائت کردهاند که منظور کششهاى نفسانى و خواستههاى بیجاست و بعضى دیگر سهوات قلب روایت کردهاند که در این صورت منظور اشتباهاتى است که انسان بر اثر اندیشه نادرست بدان مبتلا مىشود و با فرمان خدا مخالفت مىکند. این وسوسههاى ناصواب نفسانى اعضا و جوارح را به کارهاى خارج از محدوده دستورات الهى تحریک مىکند. اندیشههاى نادرست ذهنى، اگر چه در عمل ظهور پیدا نکنند، این حقیقت را نمىتوان انکار کرد که تمرکز آنها در ذهن، بندگان خدا را از پیمودن راه حق باز مىدارد چنان که افراد فرو رفته در خوشیهاى دنیوى تا بدان حد، مستغرق دنیا مىشوند، که گاهى یک نماز را، دوبار مىخوانند، و تعداد رکعتها و سجدههاى نماز را فراموش مىکنند. آمرزش این گونه افراد به این است که خداوند اسبابى را فراهم کند تا از این حالت بیرون آیند. 7- آمرزش خواهى از گناهانى که از لغزش زبان حاصل شده است ریشه چنین گناهى وسوسههاى شیطانى مىباشد و آمرزش آن، توفیق یافتن بر مقاومت در برابر هواهاى نفسانى است. پس از توضیح معناى مغفرت خواهى، در کلام امام (ع) با توجه به این که شیعه معصوم بودن امام را واجب مىداند. آمرزش طلبى آن بزرگوار از پیشگاه خداوند در موارد فوق به دو صورت توجیه مىشود: 1- مغفرت خواستن آن حضرت بر فرض وقوع است. یعنى اگر چنین گناهانى از امام صادر شود خداوند آنها را ببخشد. گویا امام (ع) چنین عرض مىکند. خداوندا اگر چنین گناهانى را مرتکب شوم آنها را بیامرز در جاى خود ثابت شده است که اگر کلامى به صورت قضیه شرطیه بیان شود، صادق بودن یک جزء به معناى صادق بودن تمام اجزا نیست: بنابراین لازمه سخن امام این نیست که گناهى از وى صادر شده است و نیاز به آمرزش دارد، و با انتفاى شرط مشروط منتفى است. این توجیه براى کلام امام (ع) توجیه دقیقى است. 2- این دعا را امام (ع) براى تربیت افراد امت، و آموزش دادن چگونگى آمرزش خواهى از گناهان آوردهاند. و یا به منظور تواضع و فروتنى در پیشگاه حق و اقرار به بندگى ذکر کردهاند. چون انسان با صرف نظر از معصوم بودن زمینه تقصیر و گناه را دارد. توجیه دوم براى کلام امام (ع) هر چند توجیه خوبى است به پا به توجیه اول نمىرسد. اما کسانى که امام (ع) را معصوم نمىدانند، کلام حضرت را حمل بر معناى ظاهر آن کرده اشکال در آن نمىبینند.
بسم الله()