حامد خدادادی :: یکشنبه 1/2/1387 ساعت 2:21 عصر
( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ: ) إِتَّخَذُوا الشَّیْطانَ لِأَمْرِهِمْ مِلاکاً، وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْراکاً، فَباضَ و فَرَّخَ فِى صُدُورِهِمْ، وَ دَبّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ، فَنَظَرَ بَأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ، فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ، وَ زَیَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَن قَدْ شَرِکَهُ الشَّیْطانُ فِى سُلُطانِهِ، وَ نَطَقَ بِالْباطِلِ عَلى لِسانِهِ.
ترجمه نهج البلاغه-مترجم:محمد دشتی
نکوهش دشمنان
شناخت پیروان شیطان
منحرفان شیطان را، معیار کار خود گرفتند، و شیطان نیز آنها را دام خود قرار داد، و در دلهاى آنان تخم گذارد، و جوجههاى خود را در دامانشان پرورش داد، پس با چشمهاى آنان مىنگریست، و با زبانهاى آنان، سخن مىگفت: پس با یارى آنها بر مرکب گمراهى سوار شد، و کردارهاى زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسى که نشان مىداد در حکومت شیطان شریک است، و با زبان شیطان، باطل مىگوید.
شرح: کمال الدین میثم بن علی میثم بحرانی
نکوهش دشمنان
از خطبههاى آن حضرت است
ملاک الامر: چیزى که شى به آن استوار مىشود، مانند این که مىگویند
القلب ملاک الجسد، دل ملاک تن است.
اشراک: ممکن است جمع شریک باشد مثل شریف و اشراف و ممکن است جمع شرک
باشد که به معناى ریسمان صید است، مانند حبل و احبال.
دبیب: رفتن آهسته.
درج: راه رفتن تندتر از دبیب.
خطل: گفتار فاسد.
شرکه: شرکت کرد با او
شیطان را براى خود الگو قرار دادند و شیطان آنها را شریک خود قرار داد و در سینه آنها جا و مکان گرفت و با ملایمت با آنها آمیزش کرد و با چشم آنها نگریست و با زبان آنها صحبت کرد و به وسیله آنها بر لغزشها مسلط و سوار شد و زشت ترین خطاها را در نظر آنها زیبا جلوه داد. فعل آنها مانند فعل کسى است که شیطان در قدرت او شریک شده باشد و با زبان او باطل را بر زبان آورد. این بخش از کلام امام (ع) براى بیان تنفر است و آن نکوهش کسانى است که از روى دشمنى از حق کنارهگیرى و با آن حضرت مخالفت کردند. در آغاز اشاره به این واقعیت دارد که نفس آنها به حدى مطیع شیطان شده است که شیطان را همه کاره امور خود کردهاند و زندگى خود را با دستور شیطان مىچرخانند و عقل خود را از کار انداخته و دوستان شیطان شدهاند، همچنان که خداوند متعال فرموده است: انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لایومنون پس از آن که امام (ع) آنان را فرمانبردار شیطان معرفى مىکند به بعضى از امورى که شیطان در آن دخالت مىکند اشاره مىفرماید که شیطان آنها را شریک خود مىگرداند و وقتى شیطان بر کارهاى آنها مسلط شود و نظام امر آنها را به دست گیرد به دلخواه خود، آنها را به هر طرف که بخواهد مىکشاند. به کار بردن کلمه اشراک در این مورد به شرط این که جمع شرک (دام صید) باشد استعاره زیبایى است، چون فایده دام شکارى است که صیاد قصد صید او را کرده است و آن گروه به این لحاظ که تحت تسلط شیطان قرار دارند و به دستورات او عمل مىکنند اسباب وسیلهاى هستند که شیطان توسط آنها مردم دیگر را به مخالفت با امام وقت و خلیفه خدا در زمین برمىانگیزد. آنها شباهت به دامى دارند که شیطان به وسیلهى اموال و زبان آنها فریب داده به باطل مىکشاند و مردم پیرو شیطان همچون ابزارى براى باطل در دست شیطانند و با زبان آنها مردم را به باطل دعوت مىکند، به همین سبب امام (ع) کلمه اشراک را براى پیروان شیطان استعاره آورده است. و اگر اشراک را به معناى شریک بگیریم مفهوم آن روشن است و نیازى به توضیح ندارد. پس از توضیح فوق، امام (ع) همراهى شیطان با پیروان گمراهش را به پرندهاى تشبیه کرده است که در لانه خود جا گرفته، تخم مىگذارد و سپس جوجه مىکند و جاگزینى شیطان در سینه آنها و همراهى تنگاتنگ آنها با شیطان را به پرنده و لانه گرفتن و تخمگذارى و جوجهدار شدنش تشبیه کرده است، همچنین تربیت و نمو شیطان در دامن آنها کنایه و استعاره است براى تربیت آنها با باطل و همراهى ابلیس با آنها و جدا نشدنش از آنان، به نحوى که کودک در دامن پدر و مادر تربیت یافته و رشد مىکند. امام (ع) در دو جملهى اول سجع مطرف را رعایت کرده و در دو جمله بعدى سجع متوازى را. فرموده است: فنظر باعینهم و نطق بالسنتهم جمله فوق امام (ع) به این معنى است که مخالفان حضرت اختیار امورشان را به شیطان واگذاشتند و عقل خود را به کار نگرفتند، مگر به متابعت از شیطان و مشارکت او. قوله فرکب بهم الزلل و زین لهم الخطل اشاره به نتیجه پیروى از شیطان است که به وسیله آنها به مقاصدش مىرسد، آنها را در کارهایشان از دستورات خدا بیرون مىآورد و گفتار آنها را از فرمان خدا خارج مىکند که مقصد از تزین لهم الخطل همین است بدین سبب شیطان به وسیلهى آنها بر کار انحراف مسلط شده و امور فاسد و زشت را در نظر آنها مىآراید و ثمرهى پیروى از شیطان این است که شیطان به وسیله آنها به امیال خود دست مىیابد و آن عبارت است از افتادن به لغزشها و خطاها در افعال، و مجذوب شدن به گفتار زشت در اقوال. فرموده است: فعل من قد شرکه الشیطان فى سلطانه و نطق بالباطل على لسانه جمله بالا اشاره به این است که افعال و اقوالى که از آنها بر خلاف دستورات خدا صادر مىشود به خاطر این است که به پیروى از شیطان و مشارکت او صادر مىشود. ضمیر سلطانه، به کسى برمىگردد که شیطان را در اراده و اختیارى که خدا در اعمالش به او داده شریک کرده است. کلمه فعل به عنوان مصدر، منصوب است یا ممکن است مفعول فعل مقدر فعلوا باشد، یا مفعول اتخذوا در جمله ماقبل، که در این صورت فعل در معنى با اتخذوا موافق است نه در لفظ. در این دو جمله آخر رعایت سجع مطرف شده است. خدا به حق داناتر است.
بسم الله()