اي آن که با رازگويي طولاني اش، همدم عارفان گشت و لباس دوستي اش را بر تن ترسيدگان پوشاند ! [امام سجّاد عليه السلام ـ در نيايشش ـ]
راز و نياز با خدا
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونيــک  ||  RSS  ||
+ يوسف پيامبر (بخش سوم)

حامد خدادادي :: چهارشنبه 26/4/1387 ساعت 9:0 صبح

ج - حلم، گذشت و بزرگوارى -


تبليغ عملى در غالب موارد از طريق التزام به فضايل اخلاقى و کرامت‏هاى نفسانى تحقق مى‏پذيرد که يکى از مهم‏ترين آنها گذشت و برخورد بزرگوارانه به جاى انتقام است. يوسف در مقاطع متعدد، حلم و عفو را بر واکنش قهر آميز و تند ترجيح داد؛ نخست آن زمان که با کيد زنان مواجه گرديد و پس از ساليان رنج و حبس، بى‏گناهى‏اش آشکار گرديد و حتى به قدرت و مکنت کم‏نظير دست يافت، اما به‏جاى سرزنش و انتقام، عفوو اغماض را در مورد منحرفان فسادانگيز در پيش گرفت و تنها به عبادت حق و اطاعت فرمان او سفارش کرد.


همچنين زمانى که برادران خطا کارش براى اخذ سهميه و روزى خود از غلات آمده بودند، به‏گونه‏اى برخورد کرد که در کرم او طمع کرده و سهم افزون‏ترى طلبيدند؛ فَأَوْفِ لَنَا الْکَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنا(21) (پس پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن). البته اين موضوع با يادآورى ماجرا به‏منظور تنبه برادران تعارضى ندارد؛ خطاب به ايشان به صورت پرسش گفت:


قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذ أَنْتُمْ جاهِلُونَ؛(22)


گفت: آيا دانستيد که وقتى نادان بوديد، با يوسف و برادرش چه کرديد؟


يعنى آيا زشتى اعمالتان را در حق يوسف و برادرش مى‏دانيد؟ و پيش از پايان سخن عذرى نيز بر ايشان طرح کرد که شما جاهل بوديد و زشتى اين کار را نمى‏دانستيد. پس توبه کنيد و اين کلامى پر از شفقت و نصيحت بود نه با عتاب و سرزنش، و چنان که اخلاق انبياست، او حق خدا را بر حق خويش برگزيد.(23)


آن‏گاه، انتقال يوسف از اين موضوع به ياد خدا جالب توجه است؛ هنگامى که ايشان يوسف را شناختند، چنين گفت:


قالَ أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِى قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لايُضِيعُ أَجْرَ المُحْسِنِينَ؛(24)


گفت: آرى من يوسفم و اين برادر من است. خدا بر ما منت نهاده است. به راستى کسى که تقوا و صبر پيشه کند، خدا پاداش نيکوکاران را تباه نمى‏کند.


همچنين پس از اعتراف برادران به خطا و خيانت بزرگشان، بدون هيچ قدرت‏نمايى و رجزخوانى و توبيخ، با کمال مهر و عطوفت مى‏فرمايد:


قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْکُمُ اليَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِينَ؛(25)


گفت: امروز بر شما سرزنشى نيست. خدا جملگى شما را مى‏آمرزد و او مهربانترين مهربانان است.


در اين‏جا نيز در آخرين جمله، آنها را به رحمت و غفران الهى توجه مى‏دهد.


3. اتخاذ شيوه‏هاى متنوع براى پيشبرد دعوت


يوسف(ع) علاوه بر شيوه‏هاى عملى و غير مستقيم، روش‏هاى دقيق و ظريف را براى زمينه‏سازى مؤثرتر دعوت توحيدى و نفوذ در دل مخاطبان در پيش مى‏گرفت تا پيام محورى تمام نبوت‏ها و رسالت‏ها يعنى توحيد را به آدميان برساند. اين روش‏ها عبارتند از:


الف) تلاش براى دفع کامل اتهام


يوسف صديق در کناره گيرى از گناه و مقاومت دربرابر شرايط، چيزى جز رضايت الهى را در نظر نداشت، اما دربرابر تهمت و بدبينى ايجاد شده در اثر جوسازى همسر عزيز مصر، خود را موظف به دفاع از شخصيت و کرامت خود و اثبات صداقت و پاکدامنى خويش مى‏دانست، تا راه را براى دعوت الهى خود هموار و موانع نفوذ در دل‏ها را بر طرف سازد، چراکه وجود نقاط ضعف و اتهامات، چه درست و چه نادرست، در مورد مبلّغان باعث تيرگى فضاى تبليغى و عدم وصول پيام دعوت به اعماق جان مخاطبان مى‏شود؛ ازاين‏رو، على‏رغم آن که عزيز مصر پس از بررسى ماجرا يوسف را به روى‏گردانى و فراموشى آن سفارش و زليخا را خاطى معرفى مى‏نمايد و زليخا نيز در حضور زنان دربارى به پاکى و بى گناهى يوسف اعتراف مى‏کند. يوسف به اين ميزان از برائت و ثبوت بى‏گناهى اکتفا نمى‏کند، چرا که شايد موضوع هنوز در سطح جامعه و عموم مطرح‏نشده و يا از پادشاه (فرعون وقت) مخفى‏مانده است؛ از اين رو، زمانى که پس از چندين سال تحمل شرايط سخت زندان مأمور آزادى به نزد او مى‏رود، برخلاف عادت معمول زندانيان - که مشتاقانه براى رهايى لحظه‏شمارى مى‏کنند - براى آزادى خود شرطى معين مى‏کند که حاصل آن اثبات و اعلان برائت کامل اوست:


قالَ ارْجِعْ إِلى‏ رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللّاتِى قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّى بِکَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ؛(26)


يوسف گفت: نزد آقاى خويش برو و از او بپرس که حال آن زنانى که دست‏هاى خويش بريدند، چگونه است؟ زيرا پروردگار من به نيرنگ آنها آگاه است.


بار ديگر موضوع را با آن زنان در ميان مى‏نهند و ايشان برائت بى ترديد يوسف را اذعان‏مى‏نمايند.


قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ؛(27)


زنان گفتند: منزه است خدا، ما گناهى بر او نمى‏دانيم.


و همسر عزيز هم دوباره بر معصوميت او صحه مى‏گذارد؛


الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقِينَ؛(28)


اکنون حقيقت آشکار شد. من بودم که از او کام خواستم، و بى شک او از راستگويان است.


و نتيجه آن مى‏شود که پادشاه پس از اطلاع از چند و چون قضيه، يوسف را از خواص خود قرار مى‏دهد و او را به سمت خزانه‏دارى مملکت پهناور مصر مى‏گمارد. علامه طباطبايى درباره تلاش يوسف براى اثبات بى گناهى خود مى‏گويد:


يوسف براى اين که شايعات و تبليغات عليه خود را در ميان مردم و درباريان خنثى سازد و بى گناهى خويش را اثبات نمايد به مأمور پادشاه مصر براى آزادى‏اش گفت: برگرد و بپرس که قضيه دست بريدن زنان دربارى چه بوده است! يوسف با ظرافت تمام وارد مى‏شود و بدون اين که ملکه يا ديگر زنان را متهم کند، با ادب کامل سرنخى به پادشاه مى‏دهد تا او در پى تحقيق به همه جزئيات ماجرا واقف گردد و از پاکى و برائت او آگاهى‏يابد.(29)


در پايان اين سخن بد نيست اشاره کنيم که اگر آيات 52 و 53 سوره يوسف (ذلِکَ لِيَعْلَمَ أَنِّى لَمْ‏أَخُنْهُ بِالغَيْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِى کَيْدَ الخائِنِينَ * وَما أُبَرِّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمَ رَبِّى - يوسف (يا زليخا) گفت: اين اعاده حيثيت براى آن بود که عزيز بداند من در نهان به او خيانت نکردم و خدا نيرنگ خائنان را به جايى نمى‏رساند) را گفته زليخا بدانيم - چنان که از سياق آيات بر مى‏آيد و برخى از مفسران نيز بدان اشاره کرده‏اند(30) اين اعترافات حاکى از تأثير عميق و شگرف دعوت عملى يوسف است که توانست فرد فاسق و منحرفى را اين‏گونه به‏سوى خدا باز آورد که جمله <إلّا ما رَحِمَ رَبّىِ» را از عمق جان سر دهد.


بسم الله()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[12/5/1387- 9:0 ص] يوسف پيامبر (منبعها)
[5/5/1387- 9:0 ص] يوسف پيامبر (بخش چهارم)
[26/4/1387- 9:0 ص] يوسف پيامبر (بخش سوم)
[19/4/1387- 12:42 ع] يوسف پيامبر (بخش دوم)
[7/4/1387- 11:50 ع] يوسف پيامبر (بخش اول)
[7/2/1387- 11:41 ع] در توجه به قيامت
[1/2/1387- 2:21 ع] نکوهش دشمنان
[1/2/1387- 2:19 ع] نکوهش دشمنان
[31/1/1387- 9:27 ص] صفات خداوندي
[26/1/1387- 2:33 ع] نيايش
[آرشيو شده ها]

درباره من
راز و نياز با خدا
حامد خدادادي[44]
لگوی وبلاگ

راز و نياز با خدا

آمار بازدید ها
مجوع بازديدها: 5137 بازديد

امروز: 12 بازديد

ديروز: 7 بازديد

پيوندهاي روزانه
پايگاه اطلاع رساني رجا [85]
پژوهشکده تحقيقات اسلامي [62]
مجمع وبلاگ نويسان مسلمان [52]
پايگاه اطلاع رساني شيعيان [38]
کانون انديشه اسلامي جوانان-هيئت روضةالعباس شهرستان دزفول [53]
مرکز اطلاع رساني شهيد آويني [26]
مرکز کتاب شيعه [33]
سايت خبري تحليلي شيعه نيوز [33]
شهيد دکتر بهشتي [17]
استاد شهيد مطهري [23]
پايگاه خبري ورزش ايران [38]
پايگاه خبر گزاري ايرانيان [27]
شهيد دکتر مصطفي چمران [20]
پايگاه خبر گذاري فارس [20]
خبر گذاري دانشجويان ايران ISNA [24]
[آرشيو(16)]


آرشیو


شهریور ماه 1386 [3]
مهر ماه 1386
آبان ماه 1386 [2]
آذر ماه 1386 [5]
دي ماه 1386 [9]
بهمن ماه 1386 [8]
اسفند ماه 1386 [2]
فروردين ماه 1387 [4]

موضوعات وبلاگ
مذهب

دوستان گلم
چهار راه تمدن جهان باستان (ايران،مصر،يونان،بين النهرين)
شب مهتابي
ياغي
بهترين آرزو هايم تقديم تو باد.
.:: رايحه ::.
اميدزهرا
وبلاگ گروهي فصل انتظار
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
خانه يکدلي
امُل
سلامتي - تغذيه - چاقي - لاغري و...
جزيره ي ديجيتالي من
ساحل نشين اشک
دفترچه‏ي آبي
تا آشيان خورشيد
WINTERBOY
آدمک ها
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران خانم خارج
شيعه مذهب برتر Shia is super relegion
عــــشقـــــولـــــک
زورخانه بابا علي
آقاشير
(( هميشه با تو ))
حرفاي خودموني من
شيلو عج الله
گنبد افلاک
آسمان سرخ
پياده تا عرش
عروج
مشق نام ليلي
پاتوق جوانان
نسل برتر
کتابهاي رايگان براي همه
چند کيلو اميدواري
روانشناسي آيناز
کسي که مثل هيچکس نيست
بهجان / behjan
.:: رمز موفقيت ::.
زير آسمان خدا
دنياي امروز ما
بسم الله الرحمن الرحيم
پرستوي مهاجر
دم مسيحائي

طعم شيرين دو دقيقه
زيبايي سايه خداوند بر کهکشانهاست
وبلاگ ايران اسلام
کجايند مردان بي ادعا؟
کجايند مردان بي ادعا؟
معبر
آغاز راه
اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر!
پاک ديده
گل هميشه بهار
صميمانه ...
گل نرگس...مهدي فاطمه
حريم ياس
تک ستاره
در هواي دوست
عطش
چند حرف زندگي
لــعل سـلـسـبيــل ( دل نوشته هاي يک هاجر )
توهمات قرن 21
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
سراي انديشه
**به اسبفروشان خوش آديد**
دنياي من پر از عکس و حرف نگفته
يک لحظه با يک طلبه!
قصه بچه بسيجي
خط سرخ شهادت

بهارستان
دلهاي شکسته
سلطان عشق
عصر انتظار
پرواز
عشق يعني انتظار منتظر
همسفر عشق
و خدایی که در این نزدیکیست
کوثر
هزار و يک نکته
حقيقت بهائيت
بازمانده تنهاي تنها
خانه اطلاعات

نوشته هاي من
مجمع عاشقان ثامن الائمه (ع)
تک ستاره
داغ عشق
آينه
تصوير تازه
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوي !
مذهبي فرهنگي سياسي عاطفي اکبريان
گلهاي د نيا
پرستوي مهاجر
گلشن راز
بازي بزرگان
نيلوفرآبي
پله...پله...تاخدا!
تا.....شقايق
عاطفه ها
ضحي
فداي خاک پاي مادر
بال شکسته
پژواک سکوت
وجنات تجري من تحتها الانهار
عشق الهي
يه فلش کار بسيجي
«اخبار سايت بازتاب»
کلبه احزان
سکوت يعني يبندترين فريادي که بايدمي زدي ونزدي!
دعوت نامه پرشين گيگ
آشفته بازار
دل کو چو لو
بهترين وبلاگ دنيا
آموزش عربي
کوچولوهاي جنگ
هر کجا باشم آسمون مال منه
کلبه خلوت
عشق
نسل پنج
نيايش
افلاکيان
ايمان به اسلام
گاه نوشتهايي درباره ي هيچ چيز و همه چيز
نيازمندي ها
شوق شهادت
افق بيکران روح من
ساقي
َASR
انديشه توانگر
تعقل و تفکر
عاشقانه هاي مرحوم شيخ رضا ابوالقاسمي پور

لگوی دوستان

















































lovely - به روز رساني :  12:53 ص 20/4/1387
عنوان آخرين نوشته : زتدگي را از هر سو که بگيري مي گذرد...






















www.roozevasl.com
وضعیت من در یاهو

يــــاهـو

آوای آشنا

اشتراک در وبلاگ

نام:

ايميل: