الهم عجّل لولیک الفرج
سلام بر مهدی فاطمه،سلام بر غریب آشنای زمانه.
آقا جان نمیدانم حال کجایی و در چه حالی در کربلایی ودرکنار مزار جد غریبت،به یاد دردهای عمه ات زینب و یا لبهای خشکیدۀ رقیه اشک می ریزی و یا در بقیع در کنار قبر مخفی مادر پهلو شکسته ات از ما گله و شکایت می کنی.
مولایم ای کاش می شد به جای اشک خون می گریستم و از اشکهایت کم می کردم و ای کاش تمام دردهای عالم را به جان میخریدم تا دردی برایت باقی نمی ماند.
ای خرشید نور افشان عالم! بیا و برای ما از پهلوی شکستۀ مادرت بگو،بیا و از اسارت زینب بگو و بیا و دین فراموش شدۀجدّت را برایمان باز گو.
آقا جان سالیان دراز نام تورا می شنویم و در غم هجران و دوریت می گرییم اما هرچه بیشتر می گذرد ترس بر دلهای تاریکمان غالب می شود،آری ترس چرا که بسیاری از آنانی که با ما همراه میشوند و ندای یا مهدی آنان بلند بلند بود.
حال دیگر دلسرد شده اند و منکر بر همه چیز.
می ترسم آقا جان! می ترسم از اینکه زمان بگذردُ ما نیز به آنان بپیوندیم.
زمانه سخت شده است و پایدار ماندن در دین سخت تر از ذکرو دعایمان شده است.
آقا جان حلالها برایمان حرام گشته و حرام ها حلال،تا کی صبر کنیم آقا جان! اما اگر تو اینگونه می خواهی که هرروز هرهفته ندای یا صاحب الزمان ما را بشنوی و این گونه قلب جریحه دارت آرامش می یابد باز هم صبر می کنیم اما آقا جان تو را به پهلوی شکستۀ مادرت اگر تا قبل از ظهورت از دنیا رفتیم برایمان شهادت ده که از منتظرانت بودیم و دعایمان شهادت خود و فرزندانمان در رکابت بود.